قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

587

تاريخ الفي ( فارسى )

جميله مغنيه ، و سر علىّ بن ابى طالب . گفت : زر و كنيزك قبول دارم امّا قتل علىّ بن ابى طالب بغايت دشوار است . اما چون پدر و برادر و بعضى ديگر از خويشان قطامه در نهروان كشته شده بودند ، گفت : اى عبد الرحمن ! مال و كنيزك به تو بخشيدم ، امّا از سر قتل علىّ بن ابى طالب در نمىگذرم . چون شعلهء عشق در كانون [ دل ] ابن ملجم برافروخته بود و خرمن صبرش به شرار برق محبّت سوخته بود ، اين مهم خطير [ را ] كه موجب شقاوت دنيا و آخرت است قبول نمود و از غايت شرارت و بدبختى به وجهى كه مذكور خواهد شد آن حضرت را به درجهء رفيعهء شهادت رسانيد . ضعف اين قول بر واقفان مواقف آثار و اخبار ظاهر و هويداست ؛ چرا كه به اتّفاق مورّخين واقعهء نهروان در سال بيست و هشتم از رحلت سيّد البشر بود و شهادت آن حضرت در سال سىام از رحلت آن سرور عليه التّحيّة من الملك الاكبر روى نموده . و در مقصد اقصى آورده كه در اين باب روايتى كه جميع مورّخين آن را صحيح دانسته‌اند آن است كه بعد از واقعهء نهروان بعضى از خوارج كه زنده بودند در اطراف و اكناف بلاد متفرّق گشتند ، تا آنكه روزى در مكّه معظّمه عبد الرحمن بن ملجم المرادى « 1 » و برك بن عبد اللّه تميمى سعدى « 2 » و عمرو بن بكر السعدى به هم جمع شدند و از كشتگان [ 80 ب ] نهروان ياد آوردند و بر قتل ملاعين تأسف خورده گفتند : اگر علىّ بن ابى طالب و معاوية بن ابى سفيان و عمرو عاص كشته شوند همه فتنه‌ها فرونشيند و خاطر خلايق مطمئن و فارغ گردد . آنگاه ابن ملجم گفت : من مهم علىّ بن ابى طالب را كفايت مىكنم . و برك بر زبان آورد كه : معاويه را از سر بندگان خداى تعالى بردارم . و عمرو بن بكر گفت : من دلها را به قتل عمرو عاص خوشحال گردانم . و چنان قرار دادند كه در صبح هفدهم ماه رمضان هريك از ايشان مهمّى را كه قبول كردند سرانجام نمايند . آنگاه هريك از ايشان شمشيرهاى خود را به زهر آب داده متوجّه مقصد گشتند . و به روايت يافعى شخصى كه كشتن معاويه قبول نموده بود حجّاج بن عبد اللّه الضمرى نام داشت ، و آنكه قتل عمرو عاص مىخواست داود مغيرى نام داشت . القصّه ؛ چون مقبل قتل معاويه به دمشق شام رسيد در سحر روز مقرّر كمين كرده وقتى كه معاويه به نماز صبح بيرون آمد شمشير برآورد و گفت : كشتم تو را اى دشمن خدا ! مردم او را

--> ( 1 ) . وى از تيرهء تجوبىّ ، يكى از قبايل حمير ، بود . قبيلهء حمير از همپيمانان قبيلهء مراد بوده است . ( 2 ) . هرسه نسخه : بكر بن عبد اللّه تميمى . نام اصلى وى حجّاج بوده است . نام اين همپيمان ابن ملجم در تاريخنامهء طبرى ( ج 2 ، ص 670 ) مبارك بن عبد اللّه ثبت شده ولى در تاريخ طبرى ( ج 6 ، ص 3456 ) و الكامل ( ج 3 ، ص 388 ) برك بن عبد اللّه آمده است .